شيخ حسين انصاريان

410

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

قَاتَلَهُ اللّهُ كَافِراً ، مَا أفقَهَهُ ! . خدا به خاطر كفرش او را بكشد چقدر فهميده و داناست ! ياران حضرت چون اين اسائهء ادب و جسارت را از آن ناپاك مشاهده كردند ، خواستند او را بكشند ولى حضرت فرمود : رُوَيْداً ، إنَّما هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ ، أو عَفوٌ عَن ذَنبٍ « 1 » . مهلت دهيد ، آرام گيريد در برابر ناسزا ناسزا است يا در برابر گناه عفو و گذشت است [ نه چيز ديگر ] . حفظ آبروى اهل گناه هنگامى كه على عليه السلام بر اريكهء حكومت تكيه داشت و از همهء امكانات و ابزارهاى دولتى برخوردار بود ، همهء كوشش خود را به كار مىگرفت كه گنهكارى كه نزد او در خلوت به گناه موجب حدّ ، اقرار مىكند به صورتى و طريقى ميان خود و خدايش را با توبه اصلاح نمايد و از اينكه در ميان جمع حدّ الهى بر او جارى گردد و آبرويش بر باد رود محفوظ ماند . روزى زنى باردار پا به ماه به محضر آن حضرت رسيده ، گفت : يا اميرالمؤمنين ! من مرتكب زنا شده‌ام ، مرا پاك كن چون عذاب خدا در دنيا كه حدّ زناست از عذاب او در قيامت كه قطع شدنى نيست آسان‌تر است ، على عليه السلام فرمود : از چه چيز تو را پاك گردانم ؟ زن گفت : مرتكب كار خلاف عفّت شده‌ام ، على عليه السلام فرمود : وقتى اين كار را كردى شوهر داشتى يا نه ؟ زن گفت : آرى ، همسر داشتم ، على عليه السلام فرمود : آيا در آن حالت

--> ( 1 ) - نهج البلاغة : 880 ، حكمت 412 ؛ بحار الأنوار : 33 / 434 ، باب 26 ، حديث 643 .